|
Nothing is here !!!
|
چشم ما را بی نگاه خویش زندانی مکن
ابر ما را در هوای بغض بارانی مکن
باغ شعرت شد غزل آوازه ی خورشیدیان
در خزان کوچه باغ شب غزلخوانی مکن
شوخی چشم تو ایمانم به بازی می گرفت
شوخ چشمی اینچنین با غیر پنهانی مکن
عطر تن پوش تو آواز جدایی سر دهد
مصر آغوش مرا ای ماه پنهانی مکن
آبیار باغسار چشم اشک آلود من
از گل گریه دگر چشمم گلستانی مکن
سیر زنبور گلستان گرد طبع باغبان
اینقدر در باغ شعرم گرده افشانی مکن
غ.اکبر زاده

I love you if you love me
عاشقتم اگه عاشقم باشی
I like you if you like me
دوستت دارم اگه دوسم داشته باشی
I show my love in my manner
من علاقم رو تو رفتارم نشان دادم
But you show me your hate
ولی تو تنفرت رو به من نشان دادی
***
I love you from depth of the heart
من عاشقتم از ته دل
You are my first & finish love
تو عشق اول و اخرمنی
Believe it.I love you
باور کن(عاشقتم)
***
This is a thing between me & you then please
Honor to it
این چیزیست بین من و توبنابراین لطفا بهش احترام بگذار

*فـــــاصـــــلـــــه*
حالا که غصه می باره
از تو چشمای من و تو
حالا که شادی فقط هست
توی خوابای من و تو
با کدوم صدا ‚ کدوم عشق
از کدوم خوبی بخونیم؟
حالا که قاصدک عشق
بی نشون و بی دیاره
چرا باز بلبل عاشق
عشقو تو دلا بکاره؟
آخه از کدوم ترانه
از کدوم خوبی تو دنیا
از کدوم جادوی عشقو
از چه خوابی از چه رویا
***
دیگه چشممو به دنیا
به همه خوبی و زشتی
هر چی که مونده یا میره
بستمش با چشم پُشتی
دیگه از خوبی و پاکی
به خدا چیزی نمونده
که چشام و دل و قلبم
کارو به آخر رسونده
J@v@D
*من و تو*
ترا در اوج می بینم
و من در انتهای بی کسی هایم
ترا می بینم و آرام می گیرم
***
تو آن موج خروشانی
که بر دریای این دنیا
نمی آرمی و جوشنده و غران
جهان ها زیر پا داری
و جان ها می ستانی و
هنوز آن بحر زیبایی
***
تو در دل من دلداده یک قصه طلایی رنگ زیبا ساختی
که گه جانم شود ویرانه آن قصه طلایی هست پا بر جا
و گه قلبم ز دست روزگار نامرادی ها هزاران و هزاران تکه گردد
تو آن عشق جهان افروز هستی که در هر تکه جانی تازه میابی
***
وجودت با تمام نا تمامی در وجودم رخنه کرده
و عشقت در دلم یک ریشه ی مستحکم و نافانی است
که با هر بار دیدنت جان تازه میگیرد
و مستحکم تر از دیروز بر جایش ماندگار است
***
تو آن عشقی که پایانی ندارد
و بی تو جان من جانی ندارد
J@v@D
*سه حرف آشنا*
اولش نام تو بود
و سر آغاز حیات
مایه جانم شدی
چون کمی بالغ شدم
***
دیر وقتی نگذشت
فکر و ذکرم همه تو
بعد از آن کارم شدی
هر کجا و هر زمان
***
این سه حرف آشنا
یک "الف" بر خود گرفت
بعد از آن ‚حذف "الف"
"میم" و "واو" آمد به کار
***
عشق و عاشق ‚ بعد از
"میم" و "واو" ــی هم رسید
معشوق آمد بر جهان
تا پس از آن چه شود
J@v@D
*سهم من از این دنیا*
سهم من از این دنیا
یه وجب خاک اسیری
یه نفس اکسیدن ناب
که ازش تو جون بگیری
سهم من از این دنیا
یه نگاه عاشقونه
دو تا چشم منتظر که هر روز
واسه دیدنم بخونه
سهم من از این دنیا
یه دیوار سنگی و سخت
که بمونه حسرت تو
روی دیوار دل بخت
سهم من از این دنیا
فقط از خوبی تو بودی
که واســـه بودن و مونـــــدن
همش از خوبی می خوندی
سهم من از این دنیا
حالا یه قاب سکسته
یه قاب سیاه و تاریک
که دل منو سخت بسته
بیا قفلشو تو باز کن
که فقط تو شا کلیدی
ببر از دل غصه ها رو
که به عشق تو رسیدی
*روزگار غریب*
ابرها
آسمان بغض فرو رفته به جریان انداخت
در سیاه شب و اندوه زمان
کوچه لبریز شد از گریه ی او
ولی از پشت نگاهی خسته
شاخه ای خشک که نومید به مردن می رفت
باز خندان به جهان چشم گشود
و پس از گری ی غمگین سپهر
خنده بر چهره ی آن گل ‚ وا شد
روزگاری ست غریب
خنده از غـــصـــه به جریان افتاد
چو دلی می شکند
دل دیگر ز شعف لبریز است
کـــــاش می شد که گل از گریه ی خوشحالی او می بالید
و چو غم باز به جانش افتاد
از غم جان و دلش جان می داد
روزگاری ست غریب
و در این غربت غمناک و غمین
زندگی در جریان
با همین غصه و لبخند زمـــیـــن
J@v@D

*دیار غربت*
بیا از دیار غربت
واسه دیدار دوباره
بشکنیم فاصله ها رو
تا که غصه ها نباره
بیا با تموم احساس
شعر عشقو یاد بگیریم
آسمون بی کسی مون
بشه باز پر از ستاره
بیا از دیار غربت
به دیار هم صدائی
مثل یه مرغ مهاجر
پر بگیریم ما دوباره
چی میشه جاده تردید
دیگه تو رامون نباشه
اگه دستمو بگیری
دیگه هیچ غمی ندارم
میدونم تو قطحی عشق
می بارن ابرای پاره
اگه آسمون دلها
باشه پر ز ستاره
ظلمت و قطحی احساس
کارشون فقط فراره
اگه سبزی مث امید
اگه آبی مث احساس
اگه سرخی مث لبخند
دلامون بهارو داره
اگه عشق آسمونو
تو افق سرخابی دیدی
بدون‚ لبخند همیشه
عشقو تو دلا می کاره
J@v@D
*مادر*
مـــیان دفتر هستی
ترا در سینه ام دارم
برای عشق و زیبائی
توئی معنای افکارم
مقدس چون دل عاشق
فریبائی ‚ وفاداری
صبور مهربانی تو
زلالی و صفا داری
توئی مادر وجود من
تمام هست و بود من
دلم از عشق تو جاری
تو یعنی آسمان بودن
قسم بر لاله عاشق
قسم بر عشق بیدارم
که تا جان در بدن دارم
ترا من دوست می دارم
J@v@D
*بی سرو پـــا*
بی ادعا
بی سرو پا
می گرده توی کوچه ها
خیابونا
بی اعتنا به آدما
توی دلش ملالی نیست
توی فکرش خیالی نیست
برای غصه خوردن هم
تو عمرش هیچ مجالی نیست
دلش جدا
از عادتا
از حسرت و
حسادتا
گاهی میشه بی اعتنا
به هر چیز و همه جا
گاهی پر ادعا ترین
آدم توی این زمین
*هر چی که هست بی سر و پاست*
بی سرو پا
میگرده توی کوچه ها
اول آخرش همین
روز و شبش شده همین
تو کوچه ها ‚خیابونا
بی اعتنا به آدما
با یه دلی که هست جدا
از عادتا ‚ حسادتا
می گرده توی کوچه ها
بـــی ســــرو پــــــــا ‚ بـــی ســــرو پــــــــا
J@v@D
کاش می شد عشق را معنا نمود
در قفس بال رهائی را گشود
کاش بارانی ترین احساس را
مرغ شب در ناله هایش میسرود